غزل شمارهٔ ۹۴۹

همه عالم چو شبنمی دانش

غرق بحر محیط گردانش

نقطه در الف نظر می کن

الفی در حروف می خوانش

هر خیالی که در نظر آید

نقش بند و به دیده بنشانش

دردمندی که درد دل دارد

باشد آن درد عین درمانش