غزل شمارهٔ ۹۶۶
غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش
در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر
شادی آن سر که او گردد و کوی غمش
این دل مسکین من خرم و دلشاد شد
تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش
مست می غم شدم شادی مستان غم
میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش