غزل شمارهٔ ۹۷۰

عاشقانه به یاد او سرخوش

ساغر می چو عاشقان درکش

مست او شو چه جای هشیاریست

نوش کن جام بادهٔ بی غش

دل اصحاب عشق و صحبت دوست

جان یاران و مهر آن مهوش

عشق او آتش است و ما چون عود

خوش بود عود خاصه بر آتش