غزل شمارهٔ ۹۸۱

عالم عرض است و جوهرش حق

این است رموز سر مطلق

جانست چو موج و دل چو دریا

مائیم حباب و تن چو زورق

گنجیم و طلسم مائی ماست

بگشای به عشق بند مغلق

عاشق صور است و معنی معشوق

وین هر دو ز عشق گشته مشتق