غزل شمارهٔ ۹۸۲

در آینهٔ وجود مطلق

خود بینم و خودنمایم الحق

مائیم حباب و آب دریا

هم جام شراب و بحر و زورق

او معشوقست و عاشق ما

از عشق شدیم هر دو مشتق

مستیم و خراب در خرابات

ایمن ز مقیدیم و مطلق