غزل شمارهٔ ۹۸۷

ای گشته خجل از گل روی تو شقایق

حیران شده در نرگس مست تو خلایق

بسیار بگشتیم به هر باغ و ندیدیم

سروی چو قدت رسته در طرف حدائق

اکنون که چمن رونق گلزار جنان شد

رو بادهٔ گلگون طلب و یار موافق

از دامن خود دست مدار ای دل شیدا

باشد که میسر شودت کشف حقایق