غزل شمارهٔ ۹۹۰

گر مشکگ را شکی باشد به یک

کی موحد در یکی افتد به شک

ذوق بحر ما ز دریا دل طلب

یا در آور بحر و می جو از سمک

یک سبو بر آب و یک کوزه پر آب

آن یکی بسیار دارد این کمک

در نمکساز خوشی افتاده ایم

هر که چون ما اوفتد گردد نمک