غزل شمارهٔ ۱۰۰۰

جان کیست بندهٔ حرم کبریای دل

یا روح چیست خادم خلوتسرای دل

در چارسوی عشق که بیرون دو سراست

صد جان روان دهند به یکدم بهای دل

از جان به سوز سینه که یابی وصال جان

در جان بساز چشم که بینی لقای دل

آن مهر ماه روی که جانست نام او

چون ذره ایست گشته روان در هوای دل