غزل شمارهٔ ۱۰۲۰

فارغیم از وجود و هم ز عدم

بی خبر از حدوث و هم ز قدم

در خرابات مست می گردیم

رند و ساقی رسیده ایم به هم

ای که گوئی شراب می نوشی

خوش سؤالی جواب هست نعم

از وجود ای عزیز ما بگذر

شادمان باش در عدم به نعم