غزل شمارهٔ ۱۰۴۳

عشق او هر ساعتی بنوازدم

هر نفس سازی دگر می سازدم

گوئیا من چنگم اندر چنگ او

گه زند گاهی خوشی بنوازدم

تا ز ما شوری در اندازد به ما

چون نمک در آب خوش بگذاردم

چون جمال حسن عشق آمد پدید

صورت و معنی به هم بطرازدم