غزل شمارهٔ ۱۰۴۴

آتش عشق تو جان می سوزدم

هر نفس کون و مکان می سوزدم

عود دل در مجمر سینه به عشق

خوش همی سوزم چو آن می سوزدم

مهر تو شمعی و دل پروانه ای

بی محابا خوش روان می سوزدم

معنی عشق تو بر زد آتشی

صورت پیر و جوان می سوزدم