غزل شمارهٔ ۱۰۴۵

بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم

مباش غافل از این دم به جان بجو یک دم

مدام همدم جامیم و محرم ساقی

به جان او که نجوئیم غیر او یک دم

دمیست حاصل عمرت غنیمتی می دان

دریغ باشد اگر گم شود ز تو یکدم

سبوکشی خرابات ، دولتی باشد

بجو سعادت دولت بکش سبو یکدم