غزل شمارهٔ ۱۰۵۶
تا جمالش در تجلی دیده ام
صورتش را عین معنی دیده ام
دیده ام روشن به نور روی اوست
لاجرم بیناست یعنی دیده ام
مست ومجنون ، روز و شب سرگشته ام
تا به لیلی حسن لیلی دیده ام
ذات من آئینه ، او آئینه دار
هر دو را در یک تجلی دیده ام
تا جمالش در تجلی دیده ام
صورتش را عین معنی دیده ام
دیده ام روشن به نور روی اوست
لاجرم بیناست یعنی دیده ام
مست ومجنون ، روز و شب سرگشته ام
تا به لیلی حسن لیلی دیده ام
ذات من آئینه ، او آئینه دار
هر دو را در یک تجلی دیده ام