غزل شمارهٔ ۱۰۶۸

داریم حضوری و سرابی که چه گویم

جامی که چه پرسی و شرابی که چه گویم

در کوی خرابات مغان همدم جامیم

مستیم و خرابیم و خرابی که چه گویم

مستانه بتم از در میخانه درآمد

بر بسته نقابی و نقابی که چه گویم

خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده

بینیم به خوابی و به خوابی که چه گویم