غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

منم که جام می ذوالجلال می نوشم

همیشه بادهٔ عشق جمال می نوشم

مدام همدم جام شراب عشق ویم

می محبت او بر کمال می نوشم

چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشم

عجب مدار که می لایزال می نوشم

بنوش دُردی دردش که نوش جانت باد

که من به عشق چو آب زلال می نوشم