غزل شمارهٔ ۱۱۰۲

ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم

یک جام شرابی به دو صد جم نفروشیم

در کوی خرابات مغان همدم جامیم

هرگز به بهشت ابد این دم نفروشیم

گوئی که به جز جنت شادی به غم عشق

شادی تو نگه دار که ما غم نفروشیم

دردیست دلم را که به درمان نتوان داد

زخمی است درین سینه به مرهم نفروشیم