غزل شمارهٔ ۱۱۴۷

ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم

بر سر کوی مغان باده پرست آمدیم

بیشتر از این ظهور ، خورده شراب طهور

ساقی ما گشته حور زان همه مست آمدیم

چون که بیامد چو جان ، دوست درآن لامکان

گفت به ما این زمان بهر نشست آمدیم

این دل ما خوش شده چون که رسید این خبر

چند روی در به در جام به دست آمدیم