غزل شمارهٔ ۱۱۶۴

دایم به خیال آن نگاریم

کاری به جز این دگر نداریم

صاحبنظریم و نقش رویش

بر دیدهٔ دیده می نگاریم

هر دم که ز نقش خود برآئیم

جانی به هوای او سپاریم

ما عاشق مست و عقل مخمور

در صحبت خود کجا گذاریم