غزل شمارهٔ ۱۱۷۱

جان فدای عشق جانان کرده ایم

این عنایت بین که با جان کرده ایم

تا نبیند چشم نامحرم رُخش

روی او از غیر پنهان کرده ایم

طعنها بر حال مخموران زدیم

آفرین بر جان مستان کرده ایم

دُردی دردش فراوان خورده ایم

درد دل را نیک درمان کرده ایم