غزل شمارهٔ ۱۱۷۶

تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم

همچو دیده گرد عالم سر به سر گردیده ایم

در بهشت جاودان گشتیم با یاران بسی

عارفانه میوه ها از هر درختی چیده ایم

هرچه آمد در نظر آورد از آن حضرت خبر

لاجرم از یک به یک نیکو خبر پرسیده ایم

در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف

جام می شادی روی عاشقان نوشیده ایم