غزل شمارهٔ ۱۲۲۹

ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان

جانت مده به باد هوا در هوای نان

بگشاده‌ای چو کاسه دهان در خیال آش

مانند سفره حلقه به گوشی برای نان

بهر دو نان مرو بر ِ دونان و شرم‌دار

حیف است کآبروی فروشی بهای نان

آدم برای دانهٔ گندم بهشت هشت

تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان