غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

ای به روی تو دیده ها روشن

ای به نور تو جان ما روشن

به کمالت زبانها گویا

به جمال تو چشمها روشن

نور چشم منی از آن شب و روز

من به تو دیده ام تو را روشن

مردم دیده تا به خود بیناست

در همه دیده ام خدا روشن