غزل شمارهٔ ۱۲۵۵

باده می نوش و جام را می بین

خلق را مظهر خدا می بین

قدمی نه به خلوت درویش

پادشه همدم گدا می بین

ای که گوئی کجا توانم دید

دیده بگشا و هر کجا می بین

نور چشمست و در نظر پیداست

نظری کن به چشم ما می بین