غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

قدمی نه به خلوت یاران

یار اگر بایدت بیا یاران

هر که ما چون فتاد در دریا

کی خورد غم ز قطرهٔ باران

کار ما عاشقی بود دائم

بود این کار کار بیکاران

ما و رندی و خدمت ساقی

زاهد و بندگی هشیاران