غزل شمارهٔ ۱۲۸۷

در چشم پر آب ما نظر کن

هر سو برو و ز ما خبر کن

سودای میان تهی چه داری

رندانه بیا ز سر به در کن

خاک کف پای عاشقان شو

خود را به کمال معتبر کن

گر می خواهی بهشت جاوید

مستانه به بزم ما گذر کن