غزل شمارهٔ ۱۲۹۱

دور شو ای عقل نادانی مکن

با سبک روحان گران جانی مکن

عشقبازی کار بی کاران بود

این چنین کار ار نمی دانی مکن

ای که گوئی دل عمارت می کنم

ما نمی خواهیم ویرانی مکن

چون تو را ایمان به کفر زلف نیست

دعوی دین مسلمانی مکن