غزل شمارهٔ ۱۳۰۲

زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای تو

منور کرد چشم ما همیشه آن ضیای تو

بیا ای جان و خوشدل باش اگر کشته شوی در عشق

که صد جانت دهد جانان ز بهر خونبهای تو

هوای تست در جانم که می دارد مرا زنده

که غیرتو نمی زیبد کسی دیگر به جای تو

دلم خلوتسرای تست خوش بنشین به جای خود

ندارم در همه عالم هوائی جز هوای تو