غزل شمارهٔ ۱۳۲۴

ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو

آسایشی ز صحبت صاحبدلان بجو

در یوزه ای ز همت مردان حق بکن

بخشایشی ز خدمت این دوستان بجو

پروانه ای ز آتش عشقش بسوز دل

آن لحظه آروزی دل و کام جان بجو

از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام

چون بی نشان شدی ز خود آن دم نشان بجو