غزل شمارهٔ ۱۳۳۴

از بود وجود خود فنا شو

رندانه بیا حریف ما شو

خواهی که تو پادشاه باشی

در حضرت پادشه گدا شو

چون اوست نوای بینوایان

دریاب نوا و بینوا شو

در بحر محیط ما قدم نه

با ما بنشین و آشنا شو