غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

بانگ برآمد ز خرابات من

چرخ دوتا شد ز مناجات من

عاقبت امر ظفر دررسید

یار درآمد به مراعات من

یا رب یا رب که چه سان می‌کند

دلبر بی‌کفو مکافات من

طاعت و ایمان کند آن کیمیا

غفلت و انکار و جنایات من