غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

تا قیامت ترک جام می مگو

همدمی خوشتر ز جام می مجو

ساقیا در دور جام می در آ

خرقهٔ سالوس رندان را بشو

جان ما آئینهٔ جانان ماست

جان جانان خوش نشسته روبرو

واعظ ار منعت کند ازعاشقی

وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو