غزل شمارهٔ ۱۳۷۲

می فراوان است اینجا جام کو

دُرد و دردش هست درد آشام کو

ای که می گوئی دمی آرام گیر

با چنین دردی مرا آرام کو

گر نشان و نام می جوئی مجو

در عدم ما را نشان و نام کو

زلف و خالش مرغ دلها صید کرد

خوبتر زان دانه و آن دام کو