غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

عقل در کوی عشق سرگشته

چون گدائیست در به در گشته

خبری یافته ز میخانه

زان خبر مست و بی خبر گشته

دیده نقش خیال او دیده

آب از آن روش در نظر گشته

همچو پرگار گرد نقطهٔ دل

سالها جان ما به سر گشته