غزل شمارهٔ ۱۳۹۴

تا ببیند روی خود در آینه

کرده پیدا خواب و درخور آینه

صورتش در آینه بنمود رو

گشته ز آن معنی مصور آینه

هر نفس جامی دهد ساقی مرا

بخشدم هر لحظه دیگر آینه

آینه با او نشسته روبرو

او تجلی کرده خوش بر آینه