غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

کاری به جز این کار نداریم به دیده

در گوشهٔ دیده به خیال تو نشستیم

عمری به خیالت به سرآریم به دیده

جز تور خیال تو که نقش بصر ماست

در دیده خیالی ننگاریم به دیده

گر زان که ز ما بر سر کوی تو غباریست

بر خاک درت آب بیاریم به دیده