غزل شمارهٔ ۱۴۲۱

در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده

جام جهان نما را روشن چو نور کرده

در خلوت خرابات بزم خوشی نهاده

با یار خود نشسته اغیار دور کرده

تمثال بی مثالش در آینه نموده

حسن چنین لطیفی ایثار نور کرده

ما طالب بلائیم اما عنایت او

داده بلا به ایوب او را صبور کرده