غزل شمارهٔ ۱۴۳۱

جز یکی نیست بیائید که گوئیم همه

همه از عین یکی باز بجوئیم همه

ای که گوئی که چنان گفت و چنین می گوید

وقت آن است که در آب بشوئیم همه

ما همه آب حیاتیم و همه بحر محیط

گرچه مانند حبابیم بر اوئیم همه

بوی آن زلف ز هر تارهٔ مو می شنویم

لاجرم زلف بتان جمله ببوئیم همه