غزل شمارهٔ ۱۴۸۳

هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی

بجز از گفتهٔ عشاق نخواند سخنی

عاشقانه ز سر ذوق سخن می گویم

غیر این گفتهٔ مستانه نماند سخنی

سخن واعظ مخمور به کاری ناید

گرچه آید به سر منبر و راند سخنی

سخن نیک توان گفت ولیکن به محل

خود سخن بد کند آنکس که نداند سخنی