غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی

آن آفتاب تابان بسته ز من نقابی

در چشم ما نظر کن تا نور او ببینی

روشن به تو نماید منظور بی حجابی

ما سایه ایم سایه پیدا به خود نباشد

سایه چگونه باشد بی نور آفتابی

دریا و موج می بین در عین ما نظر کن

این عین ما شرابیست این جام ما حبابی