غزل شمارهٔ ۱۴۹۲

حال او از بشر چه می پرسی

قصهٔ خیر و شر چه می پرسی

لب شیرین او به ذوق ببوس

لذت نیشکر چه می پرسی

آفتابی چو رو به ما بنمود

از جمال قمر چه می پرسی

جسم و جان است جام و می با هم

سخن از بحر و بر چه می پرسی