غزل شمارهٔ ۱۵۱۵
خواه در خواب و خواه بیداری
در نظر دارمش چه پنداری
تا خیالش به خواب می بینم
نکنم هیچ میل بیداری
نقش غیری خیال اگر بندم
شرمسارم از آن گنهکاری
سر من و آستان حضرت او
هر شبی با دلی و صد زاری
خواه در خواب و خواه بیداری
در نظر دارمش چه پنداری
تا خیالش به خواب می بینم
نکنم هیچ میل بیداری
نقش غیری خیال اگر بندم
شرمسارم از آن گنهکاری
سر من و آستان حضرت او
هر شبی با دلی و صد زاری