غزل شمارهٔ ۱۵۱۶

جان و جانان توئی چه پنداری

باش یکتا دوئی چه پنداری

از حدوث قدم چه می گوئی

کهنه و نو ، نوی چه پنداری

گفتمت عاشقانه می ، می نوش

قول ما نشنوی چه پنداری

راه میخانه را غلط کردی

به خطا می روی چه پنداری