غزل شمارهٔ ۱۵۴۵

نعمت الله ماست پیر ولی

یادگار محمد است و علی

نعمت الله هست و خواهد بود

نعمت لایزال لم یزلی

یاد او کرده ام به روز و شب

ذکر او گفته ام خفی و جلی

نعمت الله را مشو منکر

ور شوی کافری و در خللی