ترجیع چهارم

آفتابی درآمد از در و بام

گشت روشن سرای جان به تمام

جان ما جام بود و جانان می

جام چون باده گشت و جانان جام

نور خورشید عشق بر دل تافت

محو شد سایه و نماند ظلام

ساقی عشق ساغر می داد

مست گشتیم از آن مدام مدام