شمارهٔ ۷

در دو عالم جز یکی موجود نیست

ور تو گوئی هست آن مقصود نیست

با خیال دیگری گر سرخوشی

خوش خوشی جام شرابی می کشی

هر خیالی را که می بینی به خواب

نقش او باشد چو بُرداری نقاب

اصل جوهر دان و گوهر فرع او

اصل و فرع ما بُود در وی نکو