غزل شمارهٔ ۲۱۶۵

فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او

خبیر است او خبیر است او خبیر ابن الخبیر است او

لطیف است او لطیف است او لطیف ابن اللطیف است او

امیر است او امیر است او امیر ملک گیر است او

پناه است او پناه است او پناه هر گناه است او

چراغ است او چراغ است او چراغ بی‌نظیر است او

سکون است او سکون است او سکون هر جنون است او

جهان است او جهان است او جهان شهد و شیر است او