و من کلامه

آن کیست که سر مست به بازار بر آمد

آن جان جهان است

صد بار فرو رفت و دگر بار بر آمد

تا هست چنان است

خورشید در آئینهٔ مه کرد نگاهی

آن نور پدید است

در دور قمر آن مه انوار بر‌آمد

بنگر که عیان است