غزل شمارهٔ ۲۲۱۶

تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو

بهر آرام دلم نام دلارام بگو

پرده من مدران و در احسان بگشا

شیشه دل مشکن قصه آن جام بگو

ور در لطف ببستی در اومید مبند

بر سر بام برآ و ز سر بام بگو

ور حدیث و صفت او شر و شوری دارد

صفت این دل تنگ شررآشام بگو