غزل شمارهٔ ۲۲۲۷

مطربا اسرار ما را بازگو

قصه‌های جان فزا را بازگو

ما دهان بربسته‌ایم امروز از او

تو حدیث دلگشا را بازگو

من گران گوشم بنه رخ بر رخم

وعده آن خوش لقا را بازگو

ماجرایی رفت جان را در الست

بازگو آن ماجرا را بازگو