غزل شمارهٔ ۲۲۵۵

بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو

ز دل و جان لطیفتر شده مهمان عنده

ز طرب چون حشر شود سرشان مستتر شود

فتد از جنگ و عربده سر مستان میان کو

ز اشارات روحشان ز صباح و صبوحشان

عسل و می روان شود به چپ و راست جوی جو

نفسیشان معانقه نفسیشان معاشقه

نفسی سجده طرب نفسی جنگ و گفت و گو